عبد الله احمديه

116

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )

پس بايد ترتيبى مىدادم كه اين خانواده سرگردان هرچه زودتر به موطن خود مراجعت نمايد و گدائى و فقر بيش از اين آنها را در تهران از پاى درنياورد . ابتكار من شهامت به‌كارگيرى نسخه‌اى از گذشتگان بود . دستور دادم روزى دو مثقال ريوند چينى را كوبيده آن را در پنج سير شير بز بپزند و به قدر يك استكان بول بز را نيز بدان بيافزايند و به بيمار دهند . در حين دادن اين دستور ، پيرمرد محترمى كه پهلويم نشسته بود با تعجب گفت اين چه قسم معالجه‌ايست ! ؟ گفتم معالجه در حد توان و شغل و امكانات اين مرد است . شما نيز همين بيمارى را داشته‌ايد و نسخه‌هاى خود را هم در اختيار داريد ، هيچ‌گاه براى شما چنين تجويزى نكرده بودم . در اين هنگام مرد چوپان به ميان صحبت آمد و گفت اتفاقا ما در ده خود از بول بز و ميش به عنوان دارو استفاده مىكنيم . . . اين مورد را هم به آن پيرمرد محترم متذكر شدم كه اين دارو يعنى چند مثقال ريوند چينى ( ريشه ريواس ) بيش از چند قران قيمت نداشته و ظرف حد اكثر سه تا چهار هفته او را به كلى معالجه خواهد كرد ، درصورتىكه شما همين بيمارى را در عرض چند سال متحمل شده و چند هزار تومان نيز خرج آن كرده و نتيجه‌اى هم بدست نياورديد . به‌هرحال خانواده روستائى طبق دستور عمل كردند . لينت مزاج و افزايش ادرار در بيمار حاصل گرديد . رفته‌رفته از خيز بدن و برآمدگى شكم كاسته شد . بعد از چند روز وقتى او را دوباره به نزدم آوردند نشناختمش زيرا آن تهبّج و خيز و برآمدگى بر طرف شده و قيافه‌اش به كلى تغيير يافته بود . در معاينه كبد بزرگ بود . اين‌بار علاوه بر دستورات قبلى تخم خيار 3 ، تخم خرفه 2 و تخم كدو 2 ل تجويز كردم كه عصاره آن را گرفته و ميل كند . همچنين پوست هليله زرد و استفاده از شير بز ، ميوه‌هاى مفيد ، آب ترب‌سياه و آب هويج را هم تجويز كردم . پس از يك هفته دوباره به مطب آمد . معاينه كامل از او كردم كبد به نسبت خيلى كوچك شده بود . اين‌بار جوشانده بنفشه 2 ، پوست بيد 3 و ريشه كاسنى 3 ل . و نيز عصاره تخم خيار 3 ، تخم خرفه 3 و تخم كدو 2 به داروها اضافه گرديد . ذكر اين نكته ازاين‌روى بود كه دانسته شود قدما بدين روش هم معالجه مىكرده‌اند .